در تاریخ ورزش ایران، نامهای بزرگی ثبت شدهاند؛ اما تنها یک نام است که با واژه «جهانپهلوان» پیوند خورده است: غلامرضا تختی. این عنوان، نه یک لقب تشریفاتی، که نتیجه زیست اخلاقمدارانه مردی بود که قهرمانی را معنا کرد.
تختی ثابت کرد که اخلاق، نه مانع موفقیت، بلکه شرط ماندگاری است. او در اوج قدرت، فروتن ماند و در لحظههای دشوار، کرامت انسانی را قربانی پیروزی نکرد.
او انتخاب کرد که انسان بماند؛ حتی اگر هزینه داشته باشد. همین انتخابها بود که تختی را از ردیف قهرمانان زمانهاش جدا کرد و به الگویی فراتاریخی تبدیل ساخت.
در نگاه تختی، ورزش میدان رقابت سالم بود، نه عرصه حذف اخلاق. احترام به حریف، صداقت در مسابقه و پذیرش شکست، بخشی از قاموس پهلوانی او بود.
جامعه ایران، تختی را دوست داشت؛ نه فقط بهخاطر مدالها، بلکه بهدلیل همدلی. او درد مردم را میفهمید و خود را از آنها جدا نمیدید. این همسرنوشتی، راز محبوبیتش بود.
امروز که ورزش حرفهای بیش از هر زمان دیگر درگیر عدد، رکورد و نتیجه است، بازخوانی مرام تختی ضرورتی فرهنگی است. او یادآور میشود که بدون اخلاق، هیچ افتخاری کامل نیست.
جهانپهلوان تختی، نمونهای نادر از پیوند اخلاق و قهرمانی بود؛ مردی که نشان داد بزرگترین پیروزی، پیروزی بر نفس است.
محمد کریمی








