محرم که میآید، بعضی دلها زودتر از تقویم، سیاهپوش میشوند؛ دلهایی که برایشان محرم فقط دو ماه از سال نیست، حکایت دیرینهای است از عشق، وفاداری و مردانگی. مهدی رمضانی یکی از همان آدمهایی است که نذر را نه صرفاً سفرهای برای اطعام، که عهدی میان دل و اهلبیت(ع) میداند؛ عهدی که هر سال در روزهای محرم و صفر، رنگ دیگری میگیرد و در اربعین به اوج میرسد.
نذر برای شما از کجا شروع شد؟
شاید نذر از همان جایی شروع میشود که آدم میفهمد بعضی حاجتها را نمیشود فقط با حساب و کتاب زمینی دنبال کرد. آنجا دستت را بلند میکنی و میگویی: «یا حسین(ع)، خودت دستم را بگیر.» برای من نذر، معامله با خدا یا اهلبیت نیست؛ بیشتر شبیه عهد است. عهدی که آدم با دل خودش میبندد.
چرا اربعین؟
اربعین برای من ادامه همان راهی است که از عاشورا آغاز شد. عاشورا یک روز نیست که تمام شود و برود؛ هنوز ادامه دارد، در قدمهای زائران، در اشک پیرمردی که کنار موکب ایستاده، در دست کودکی که یک لیوان آب به زائر میدهد و در دیگی که برای زائران غذا میپزد.
من هم دلم میخواست سهم کوچکی از این سفره داشته باشم. شاید نتوانم کاری بزرگ انجام بدهم، اما باور دارم در دستگاه امام حسین(ع)، اندازه کار به اندازه دل آدم نیست؛ نیت مهمتر است.
نذری اربعین برای شما چه معنایی دارد؟
نذری فقط غذا نیست. گاهی یک لیوان آب، یک صلوات، یک لبخند یا حتی یک «یا حسین» میتواند نذری باشد. ما سفره پهن میکنیم، اما حقیقت این است که صاحب سفره چیز دیگری میخواهد؛ میخواهد دلها کنار هم بنشینند.
وقتی دیگ نذری را هم میزنم، همیشه به این فکر میکنم که اینجا فقط غذا پخته نمیشود؛ آدمها هم دوباره به هم نزدیک میشوند.
محرم و صفر چه چیزی به زندگی شما اضافه میکنند؟
محرم آدم را به خودش برمیگرداند. انگار آینهای جلوی آدم میگذارند و میپرسند: اگر امروز در کربلا بودی، کدام طرف میایستادی؟
این سؤال ساده نیست. برای من محرم هر سال یک امتحان دوباره است؛ اینکه ببینم چقدر توانستهام اهل وفاداری، معرفت و دستگیری باشم.
و اگر بخواهید یک جمله با امام حسین(ع) حرف بزنید؟
میگویم: آقا جان، ما هنوز شاگرد این مکتبیم. اگر دستمان را نگیرند، راه را گم میکنیم. نذر ما شاید کوچک باشد، سفره ما شاید ساده باشد، اما دلمان را پای همین سفره گذاشتهایم.
حمید کریمی









