برای حمید فرحزادی، محرم و صفر فقط فصل پرچمهای سیاه و نوحههایی نیست که از کوچهها عبور میکنند. او این دو ماه را فرصتی برای دوباره دیدن «مرام» میداند؛ مرامی که در آن، پهلوان پیش از آنکه زور بازو داشته باشد، باید صاحب دل باشد. نذر اربعین برای او از همین جنس است؛ نذری که قرار نیست فقط شکمها را سیر کند، بلکه میخواهد دلها را به یکدیگر نزدیکتر کند.
چرا نذر اربعین؟
من همیشه فکر کردهام آدم باید یک جایی از زندگی، چیزی را که دارد با دیگران قسمت کند. اربعین این حس را چند برابر میکند. آنجا دیگر کسی نمیپرسد تو کی هستی، چهکارهای یا چقدر داری. همه یک زائرند و همه در یک مسیر. نذر اربعین برای من یعنی بگویم: «من هم هستم.» همین.
یعنی نذر را یک وظیفه میدانید؟
بیشتر از وظیفه، یک افتخار است. اینکه خدا به آدم اجازه بدهد خادم سفرهای باشد که نام حسین(ع) بر آن است، خودش توفیق بزرگی است.
گاهی فکر میکنیم داریم به مردم غذا میدهیم، اما واقعیت برعکس است؛ این سفره به ما معرفت میدهد. آدم کنار دیگ نذری میایستد و میبیند پیر و جوان، فقیر و غنی، غریبه و آشنا کنار هم هستند. این همان چیزی است که جامعه امروز بیشتر از همیشه به آن احتیاج دارد.
از توسل چه میگویید؟
توسل برای من یعنی وقتی همه درها را زدی و هنوز دلت آرام نشده، رو به آستان اهلبیت(ع) میکنی و میگویی: «یا اباعبدالله، خودت کمک کن.»
اما توسل فقط برای گرفتن نیست؛ برای شبیه شدن هم هست. اگر نام حسین(ع) را بر زبان بیاوریم اما دستمان برای دستگیری از مردم بسته باشد، هنوز معنای این مکتب را نفهمیدهایم.
این نگاه چه ارتباطی با پهلوانی دارد؟
پهلوانی بدون معرفت، فقط زور بازوست. پهلوان واقعی کسی است که وقتی قدرت دارد، به جای اینکه کسی را زمین بزند، دستش را بگیرد.
ما در فرهنگ پهلوانی، همیشه حرمت سفره، بزرگتر و مهمان را نگه داشتهایم. حالا تصور کنید این سفره به نام امام حسین(ع) باشد؛ دیگر حرمتش چند برابر میشود.
از نذری اربعین چه تصویری بیشتر در ذهن شما مانده؟
دستها. دست پیرمردی که دیگ را هم میزند، دست جوانی که ظرف غذا میگیرد، دست کودکی که بطری آب تعارف میکند، دست مادری که غذای نذری را میان بچههایش تقسیم میکند. اربعین، به نظرم جشن دستهایی است که برای دیگری بلند میشوند.
اگر قرار باشد محرم و صفر را در یک جمله تعریف کنید؟
دو ماهی که به آدم یاد میدهند مرد بودن فقط به ایستادن نیست؛ گاهی باید خم شوی تا دست افتادهای را بگیری. و شاید تمام حرف امام حسین(ع) همین باشد؛ اینکه آدم در زندگیاش جایی برسد که وقتی نامش را صدا میزنند، دیگران بگویند: «این آدم، اهل مرام بود.»
من نذر اربعین میکنم برای اینکه این مرام فراموش نشود؛ برای اینکه سفرهای که با نام حسین(ع) پهن میشود، فقط سفره غذا نباشد؛ سفرهای باشد برای جمع شدن دلها.









